Tuesday, July 21, 2009

تمنای وصال

این اثر داستان یک رهرو را به تصویر میکشد که در "تمنای وصال" معشوق است. تمنای وصال در شعر فارسی‌ به خصوص در اشعار مولوی شامل ۵ مرحله روحی‌ است. این ۵ مرحله، سازنده ۵ بخش مختلف اجرأ هستند که در مجموع اثری ۱۰ دقیقه‌ای را بوجود میاورند:

۱ و ۲- جوینده‌ای که در غم جدایی از محبوب روزگار را در غم هجران یار میگذراند. وی برای نزدیکی‌ به "دیگر چیز" از پایبندی‌های دنیوی چشم میپوشد و "پیرو" بودن را کنار گذشته و "سرگردانی" را بر می‌‌گزیند.

"دیوانه منم من که روم خانه به خانه

عاقل به قوانین خرد راه تو پوید

دیوانه برون از همه آییین تو جوید" شیخ بهائی

۳- به تدریج مشقت حاصل از سرگشتگی برای رهرو تبدیل به عادت میشود. عادتی خوشایند و خلصه‌ای روحانی که وی را به عمیق‌ترین نزدیکی ذهنی‌ با معشوق می‌رساند.

"این جهان و آنها جهان مرا مطلب کین دو گم شد در آنها جهان که منم" مولانا

۴- در سایه سرگشتگی و حیرانیست که برای لحظه‌ای کوتاه به لقأ معشوق می‌رسد.

۵- لیک بر خلاف تصور، اثری از سیراب شدن نیست و تشنه تر خود را گم گشته و مغروق در تمنا می‌بیند و این مسیر همچون حلق از نو آغاز میگردد.

جوینده‌ای که در غم جدایی از محبوب روزگار را در غم هجران یار میگذراند....


این اثر در تاریخ ۳۱ جولای و ۱ آگوست در گالری معاصر لنوکس شهر تورنتو به نمایش درخواهد آمد .


توضیح فضایی اجرا:

۱- اجرا در طبقه اول صورت می‌گیرد

۲- مخاطب در طبقه دوم قرار دارد و از آنجا نظاره گر اجراست.

۳- در طبقه سوم بالای سر مخاطب پرده‌هایی‌ آویز است که تصاویری بر روی آنها با پروژکتور نمایش داده خواهند شد.

واضح است که در این شرایط مخاطب میبایست مدام با حرکت دادن سر به بالا و پایین توجه کند.


طرح - اردوان
از مجموعه پایان نامه معماری : تمنای وصال - خوشنویسی و شعرایرانی در فضا
From MArch Thesis: Desire of Unison
Transcription of Persian Calligraphy into Space


پرده نخست : هجران





پرده دو : غم هجران




پرده سه و چهار : اشتیاق و جلوه



پرده پنج : فنا





Thursday, June 11, 2009

اشتباه نکن بیا و رای بده



می‌ دونی داستان انتخابات و فرق ما و شما تحریمی‌ها چیه؟ موضوع اینه یه تسمه انداختن به گردنمون و تنگ بستنش. تحریمی‌ها میگن آی تسمه چی‌! اینقدر بکش که زور داری. یا گردن ما میشکنه یا اینکه تسمهٔ تو پاره می‌شه و ما کاملا آزاد میشیم. اما من و همهٔ آدم‌هایی‌ که رای میدیم حاضر نیستیم با گردنمون این بازی رو بکنیم. با گردن فرزندمون و مادرمون حاضر نیستیم این بازی رو بکنیم. ما سعی‌ می‌کنیم تسمه چی‌ رو هل بدیم عقب. میگیم یه کم هم که تسمه شل بشه غنیمته. نفسمون که در بیاد و از خفه گی که رها بشیم، کم کم انقدر تسمه رو شل می‌کنیم که باز بشه. دمکراسی صبر می‌خواد. هزار جور سختی و زمین خوردن داره. اشتباه نکن بیا و رای بده! بخاطر گردن همهٔ اونایی که دوستشون داری.

Monday, June 8, 2009

Desire of Unison



You made me wait so long, so long that
I got used to missing you
You came back after a long time
I now love longing for you more
than I love you

Rumi

“Longing” is a significant characteristic in the ideology of Iran. It is a spiritual path in which, one detaches from earthy concerns and wishes that which “the beloved” whishes: his own wishes are gone, he is emancipated from his wants, and in this process is where he finally beholds his nothingness. This is the moment a follower becomes a wanderer. Through withdrawal from all rationales, the hidden world reveals before his eyes and amongst the “gap” is where he approaches “the otherness”.

In the art and architecture of Iran void is an essential element; an ineffable hollow in the center that is detached but a source of attachment; that is visible but concealed. Is it the embodiment of longing? Is it depiction of “the other thing”? Is it the path towards it? Is it a mystic halt through which the beloved reveals?

Questions like these raised in the Iranian art after Islam outlawed illustration of the good. Any divine concept to any mundane object was banned to be portrayed as it was considered idolatry. It was undeniably a pause in Persian art history; however, resulted in flourishing of Persian literature. Iranians, who were politically and theologically conquered, began engaging in a cultural war of resistance and succeeded in forcing their own ways on the victorious Arabs. They used their well-founded literature which was the only legitimate media as a turn-around in narrating and picturing concepts that other media were unable to engage with. The prohibition soon became a source of prosperity and brought three-dimensionality to Persian literature that resulted in the renowned works of Rumi, Omar Khayyam and etc.

Calligraphy was one of the primary companions of poetry amongst the visual arts along this era. It as well evolved to a medium for disclosing impression beside its textual obligation. As a result, Persian calligraphy branched from Arabic calligraphy and became more fluid and free in order to equitably represent the openness of Persian poetry. The poems are mostly multi-layered and full of hidden implications. Quite harmoniously, Persian calligraphy becomes another layer of mystery in the process of storytelling. In some cases it becomes complicated to read due to its composition, as a result, conceals some words of the passage and create some gaps in the text. It is now the reader who fills in the gaps and creates his own plot. In this respect, the intention of modern arts movement is quite similar to that of the classic Persian calligraphy where the reader is being engaged in playing an active role and possessing the narration.

In later stages, Persian calligraphy becomes more about the void rather than the solid and in this respect intends to elevate the notion of the gap rather than the figures. This research aims to transcribe the qualities of Persian calligraphy into architecture. It is a translation of one media into another; a journey from the classic values of eastern traditions to the modern language of western art. Architecturally, it is an effort towards emphasizing the notion of the otherness in space: reunion of impression and space what is given less concern in our modern life’s architecture.

Monday, June 1, 2009

تخم داشته باش و رای بده


دمکراسی هدف ارزشمندیست که در پس راهی‌ پر فرازو نشیب منزل دارد. با یک بار و دو بار و صد بار زمین خوردن که جایز نیست از راه بنشینیم، هست؟ پس شما را چه میشود که به خاطر چهار سال نیرنگ، کنار نشسته اید؟ حتا اگر معتقدید سی‌ سال نیرنگ خورده اید، باز هم کنار گیری تان توجیه پذیر نیست. میدانم، حق دارید خسته باشید اما هیچ حق ندارید کنار گیری کنید. دمکراسی را باید گرفت و گرنه خودش به سراغمان نمی‌اید.

دمکراسی کشک نیست که به سادگی‌ به دست آید پس تخم داشته باش و رای بده.

Sunday, May 24, 2009

آهای طرفدار‌های آقای کروبی! تو رو به خدا کوتاه بیاین


آهای طرفدار‌های آقای کروبی! روی صحبتم با شماست! تو رو به خدا کوتاه بیاین. از بخت موسوی نکاهید. احساساتی‌ شدین بخدا. منم کیف می‌کنم از حرفای کروبی اما باور کنین اینا همش حرفه.همش ژست انتخاباتیه.

۱-این آدم اگه یه سر سوزن شبیه حرفاش بود، وقتی‌ اصلاح قانون مطبوعات رو به دستور رهبر از مجلس حذف کرد صداشو پیش نماینده‌ها بالا نمیبرد. صدای نماینده‌هایی‌ رو که مردانه با این کار مخالفت کردند رو به بهانهٔ مخالفت با نظام خفه نمیکرد. آقای کروبی با قلدری این حکم رو به نماینده‌ها چپوند. اگه مرد بود، اگه کمی‌ شبیه حرف‌های امروزش بود، اون روز جلوی نماینده‌ها درشتی نمیکرد بلکه گردن کج میکرد و عذر خواهی‌ میکرد که ماموره و معذور! نه اینکه قانون رو با قلدری زیر پا بذاره.

۲-ایراد شما به موسوی چیه؟ همونی که کروبی میگه؟ که تا حالا کجا بوده؟ چی‌ کار میکرده؟ مگر نه اینکه هر جا بوده و هر غلطی که میکرده، اما قانون رو زیر پا نمی‌‌گذاشته. آقاجون دوری کرده از کثیفی و نکبت! تو رو خدا دوباره فکر کنین! به نظر من تا حالا مثل مرد کنار بوده، و حالا هم مثل مرد اومده که باشه و تغییر بده. چرا کسی‌ که می‌خواد از سکون خارج بشه زیر بغلش رو نمیگیرن که کمکش کنین؟ چرا سکوتش رو می‌کنین پتکی توی سرش؟ چطور نمی‌‌بینید هوای قدرتی‌ رو که کروبی در سر داره؟ تا حالا چند بار کنار زده شده و باز آمده؟ اما آمدن میر حسین از سر قدرت طلبی نیست. اگر جاه طلب بود مگر نه اینکه صد تا پست بهتر از آنچه کروبی داشته(که امروز به اونا اتکا میکنه) در اختیارش بود؟ میر حسین آمده چون تغییر رو لازم دیده.

اما اگر ایراد شما به موسوی، مثل ایرادی که کروبی به او میگیره نیست و از اون دسته‌ای هستین که معتقدین میر حسین قدیمی‌ فکر می‌کنه و باز گشت به گذشته است: اول اینکه "با تاسف زیاد" باید بگم گذشته همیشه بد نیست مخصوصا در کشور ما.‌ای کاش گذشته همیشه بد بود. دوّماً اگر موسوی حرفی‌ نمیزنه که هیجان آدم رو بر انگیزه (مثل کاری که سایرین میکننن) به نظر من نشونهٔ واقع بینیه اونه و نه متحجر بودنش. در باغ سرخ و سفید نشون بده که چی‌؟ هممون میدونیم که حرفای رادیکال (و البته خوشیند) کروبی دربارهٔ تغییر قانون اساسی‌ و...و... باد هواست! فقط حرفه!

و یا اگر از دسته‌ای هستید که به جهت گیری تحکیم وحدت استناد می‌کنید، مگر هر چه که تحکیم وحدت بگه باید به اون عمل کرد؟ اگر بنا بر این بود، من فکر می‌کنم ما بیشتر از اینکه وامدار سفارش تحکیم وحدت باشیم وامدار سفارش خاتمی به رای دادن به میر حسین هستیم.

۳- اشتباه نکنین! بین "شجاع بودن" و "کله خر بودن" خیلی‌ فرقه. کروبی شجاع نیست بلکه یه کله خره تمام عیاره.‌ای کاش گاهی شجاع بود اما نیست، همیشه کل خره. آدمی‌ که از روی عصبانیت هر حرفی‌ به دهانش بیاد، آخرین چیزیه که وضع بحرانیه ایران امروز به اون احتیاج داره. به عقیدهٔ من ما باید به آهستگی از کنار این بحران نزدیک به انفجار حرکت کنیم. هر گوز بیجایی میتونه وضع رو واقعا از کنترل خارج کنه.

۴-اصلا گور پدر هر دو شون. مگر نه اینکه مهم خلاصی از وضع موجوده؟ مگر نه اینکه باید اون کسی‌ که شانس بیشتری داره رو هل بدیم جلو که این شازدهٔ موجود رو کنار بزنه؟ گیریم که کروبی کاندید بهتری باشه. متاسفانه یا خوشبختانه این اتفاق برای موسوی افتاده که شانس بیشتری داشته باشه برای بالا رفتن. بیاین و از خواست‌های شخصی‌ کوتاه بیاین. فروتنی فرهنگ ماست. چیزیه که ازش دم می‌زنیم. بیاین و به نفع ایران دست به دست هم بدیم تا از این وضع خالص بشیم. الان مهم این نیست که کروبی یا موسوی، مهم نجات ایرانه.

با اینکه طرفدار موسوی هستم اما قسم میخورم که اگر شانس کروبی بیشتر بود از خواست خودم پایین می‌‌اومدم و به کروبی رای میدادم. حالا که شانس موسوی بیشتره شما رو به خدا شما دیگه کوتاه بیاین. اون پشیمونی لعنتی در یک قدیمه ما در انتظار نشسته. نگذارید چهار ساله دیگه رو با پشیمونی بگذرانیم.

Thursday, May 14, 2009

Longing

طرح و عکس - اردوان
از مجموعه پایان نامه معماری : تمنای وصال - خوشنویسی و شعرایرانی در فضا
From MArch Thesis: Desire of Unison
Transcription of Persian Calligraphy into Space


You made me wait so long, so long that
I got used to missing you
You came back after a long time
I now love longing* for you more
than I love you


* [ Longing = تمنای وصل ]